تبليغاتX
دادگاه رسمی نیست

جمعه بیست و پنجم فروردین 1391

حرف از شكوفه ها بود ...

پسين گاه پنجشنبه 24 فروردين 91 بيش از شصت تن از شاعران شيراز و شهرستان هاي فارس مانند داراب – مرودشت –صفاشهر – جهرم  و ...به دعوت دبير صاحب ذوق انجمن رهياد آقاي محسن رضوي گرد هم آمدند تا در آيين يكي از  شب هاي  شعر فصلي سال ( بهار ) زمزمه هاي نوروزي خود را به گوش هم بخوانند  و با اين تناسب از مجموعه شعر " ماراتون در دارالرحمه " كه محصول ذوق و ذايقه ي ادبي خانم فاطمه قائدي  است نيز رونمايي كنند .

شعر خواني ها در دو بخش صورت پذيرفت. در بخش ويژه ي رونمايي از كتاب " ماراتون در داارحمه " ابتدا مولف كتاب ضمن  بيان ويژگي هاي نشر كتاب و ناشر از بعضي مشكلات مسير تاليف گفت  و دو اثر از  مجموعه شعر خود را قرائت كرد.

سپس آقاي رضا نيرو – شاعر و منتقد ادبي فارس – پشت تريبون رفت . وي اظهار داشت :

اين مجموعه  به شدت آدم را علاقه مند به محتوا و مظروف مي كند . زبان محكم ، لحن معاصر ، توجه به دغدغه هاي انساني و فراتر بودن از من هاي شخصي از مختصات كار خانم قائدي در اين كتاب است .

رضا نيرو ادامه داد:

بازسازي لحن خشم ولهجه ي  جنون  در اين اثر مكتوب ، واكنشي است به استبداد تاريخي گذشته كه مردان را نيز قرباني و مظلوم مي ساخت ، كساني مثل " جانبازان " كه مورد ستايش در اين كتاب قرار گرفته اند . وي بارز بودن جنبه ي "آنيموس" يعني بخش مردانه ي ناخودآگاه را نيز نقطه ي عطف  انديشه ي شاعر اين مجموعه  معاصر ذكر كرد .

حميد رحمانيان  نيز در ادامه ي  اين نشست ادبي گفت :

اگر فرزند ، پاره تن آدمي است كتاب ، پاره ي عرفان آدمي است .همانگونه كه فرزند براي والدين ، عزيز  است كتاب نيز براي مولف آن ارجمند است البته اين به معني عدم نيازمندي مولف به نقد و سنجش منصفانه اثر نيست .

گفتني است مجموعه شعر " ماراتون در دالرحمه " اخيرا توسط انتشارات سخن گستر در خراسان چاپ و روانه ي بازار كتاب شده است  .اين كتاب مشتمل بر 40 شعراز خانم فاطمه قائدي است كه  در 88 صفحه با شمارگان 1000نسخه و  به بهاي 2000 تومان  قابل تهيه مي باشد .

در شيراز مي توان اين كتاب را از انجمن ادبي رهياد و انجمن شعر حوزه ي هنري فارس تهيه كرد .

لينك خريد اينترنتي كتاب به قرار ذيل است:

http://www.inroshana.com/%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%86%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%87.html

در ديگر شهرها نيز كتاب را مي توانيد به ترتيب زير تهيه كنيد:

تهران: 09378161627 -   09125390023

تهران و كرج: 09388705700/

تهران: كافه هفت  / فرهنگسراي سرو

ساري: كافه كتاب /    09119587011

ساري: 09113570515

مشهد: انتشارات سخن گستر

داراب و فسا: 09124361855

جهرم : 09171111955- 09176890282

بوشهر: حوزه  هنري



نوشته شده توسط عبدالحمید رحمانیان در 18:2 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم فروردین 1391

ماراتون در دارالرحمه

  با فرارسیدن نوروز ایرانی و همزمان با روز جهانی شعر ( اول فروردین )مجموعه ی  شعر

ماراتون در دارالرحمه" عنوان کتاب جدید خانم فاطمه قائدي نیز روی پیشخوان کتاب خوان ها "

قرار گرفت . این اثر شعر مکتوب  توسط انتشارات سخن گستر در خراسان منتشر شده و 

 با بهای 2000 تومان می تواند در سبد کتاب خوانندگان ادب معاصر جا بگیرد 

 ماراتون در دارالرحمه   را از انجمن شعر رهیاد و انجمن شعر حوزه ی هنری شیراز نیز می

 .توان تهیه کرد

در اولین سبد مجازی سال و به تهنیت سال ۹۱ خورشیدی غزلی از این کتاب  را

:  عینا  می آوریم

 

در معرض حواس سیاه و سفیدها

لب های باز و بسته به وعده وعیدها

امسال هم سه سال، سه روبان سرمه ای

هاشور گریه آور تحویل عیدها

امسال هم درخت گران شد چرا که نه-

بازار داغ هیزم و آز پلیدها

نسل بشر به شانه ی قلیایی زمین

خنثی شده ست در جریان اسیدها

تقویم را ببین مثلاً سال نو شده

تنها شدیم با بغلی از جدیدها

در این اتاق سرد سه در چار قفل شعر

تف کرده است روی حیای کلیدها

"من" و "شما" همین کلمات درشت تر

ترسیده ایم از قد این نارشیدها

"من" جمله ایست معترضه، مشت محکمی ست

توی دهان هرزه ی ابن ولیدها

از فعل می رسی و می آیی کلافه ایم

فکری بکن به حال دل نا امیدها

آماده ام که چشم ببیندم به این همه

تهدیدها و همهمه ها و اکیدها

یک نامه پست کن به همین شاعر فقیر

در قرن قحطسالی شیخ مفیدها

***

در معرض حواس سیاه و سفیدها

خالی ست رد پای تو در سر رسیدها

 

نوشته شده توسط عبدالحمید رحمانیان در 9:46 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390

آخرين برگ از درخت اسفند

.

 حالا كه سال نود ما را به الف انتها برده است خوب است در آيينه ي يادها و يادبودها جهان را تماشا كنيم .

سالي كه رفت دنيا با بغلي از اختلاس ، فتح شد حال آن كه پرچم هاي تابان جهاد اقتصادي ، بركت باران را

بشارت داده بودند .

آیینه خواستیم خشت خام بر سرمان کوفتند

يا " هو " زديم عرفان هاي كاذب ، زياد شدند

عشق طلب كرديم فلسفه ي عقل را به خوردمان دادند

ايمان خواستيم نرخ نان بالا رفت

شكايت برديم متهم شديم

" دختران پسر شدند ، حاجیان حجر شدند "

آری !

نود،سال "وفور تناقض " بود!

نوشته شده توسط عبدالحمید رحمانیان در 1:1 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و دوم بهمن 1390

شعری برای امروز

قدری برایتان نگرانم من ، ای روزهای آبی بعد از این

 

خورشید،مرده است و نمی بینم شب های آفتابی بعد از این

 

می خوانم آن قدر که شما هر روز ، برطبل های یخ زده می کوبید

 

می ترسم آن قدر که شما دارید ، احساس کامیابی بعد از این

 

گفتند :" آی ! ای همه چیز آباد..." در عالم کسالت خود ماندیم

 

بدقسمتیم تا چه کنند اینان ، با عالم خرابی بعد از این   

 

ترسیده از شبانی گرگم من ، مبهوت باخت های بزرگم من

 

کف می زنند و فاتحه می خوانند ، یاران انقلابی بعد از این

 

مردان سنگ ها و ترازوها اغفال می شوند و می آمیزند

 

با دختران که تبرئه می گردند از جرم انتسابی بعد از این

 

خاکسترند آتش پنهانند ، نارنجک کشیده ی شیطانند

 

زن های انتفاعی این دوران ، مردان ناحسابی بعد از این

 

آیین خاص و عام شما بر باد ، ایمان ناتمام  شما بر باد

 

باشد رهایتان کند از دوزخ ، اسلام انتخابی بعد از این

 

ای روز های رفته سحر زیبا ، شب هایتان به قدر سحر زیبا

 

ای خنده  های کال خداحافظ ، تا گریه ی غیابی بعد از این

 

در  کشور معاصر اجدادی ، منکر نمی توان شدن آزادی

 

تهران سبز پوش تب آلوده ، شیراز لب  شرآبی بعد از این !

 

تاریخ آفرینش غزل ۹/۳/۱۳۷۹ - بازنگری ۲۲ بهمن ۱۳۹۰

نوشته شده توسط عبدالحمید رحمانیان در 8:29 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی ام آبان 1390

شعر درماني

روزي يكي از دوستان شاعر به من گفت كه با همسرش مشاجره كرده و

 خانم از سر قهر به منزل پدري اش رفته ؛ پادرمياني و وساطت خيرانديشان

 نيز نتيجه اي نداشته ...از من خواست هر اقدامي صلاح است انجام دهم تا

زندگي شان دوباره پيوند بخورد .   خانه كه آمدم اين رباعي را خلق كردم ؛

چهار روز بعد زندگي زوج مورد نظر ما به شيريني خرماي شاهاني جهرم

شد :

 

يك روز به دامن تو بر مي گردد 

                                                   اين آب به هاون تو بر مي گردد

 

اي شاعر دوره گرد اي شوهر خوب

                                                 دلتنگ نشو زن تو بر مي گردد !

نوشته شده توسط عبدالحمید رحمانیان در 0:37 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم مهر 1390

مناظره

        

 

 چادر زده ام روي زميني كه نبايد

 

سر داده ام آواز حزيني كه نبايد

 

گفتم كه شبي روي خودم سير ببينم

 

 آئينه سپردم به اميني كه نبايد 

 

 من بسته ي شك بودم از ايمان سياهت

 

در من فوران كرد يقيني كه نبايد

 

از دست هواخواهي من عاقبت افتاد

 

بر دامن ايمان تو چيني كه نبايد

 

غوغا چه كنم اين دل سودازده هر روز

 

پر مي شود از محترميني كه نبايد

 

نامحترمان رحم بر اين خانه نكردند

 

آهسته گشودند كميني كه نبايد

 

از " عشق " بريديم و به " عقل " آينه بستيم

 

يعني گرويديم به ديني كه نبايد

 

تاريخ آفرينش اين غزل ۱۶/۳/۱۳۷۹ بوده است .

نوشته شده توسط عبدالحمید رحمانیان در 8:16 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390

۲۷ شهريور

 

روز ملي شعر و ادب

 

روزي سوت و كور در تقويم شاعران ايراني !

 

 چرا اين روز با استقبال شاعران و ادب پژوهان

 

كشور ما مواجه نشده است ؟؟

نوشته شده توسط عبدالحمید رحمانیان در 23:35 |  لینک ثابت   • 

جمعه یازدهم شهریور 1390

فطریه

 

بگیر فطره ام اما نخور برادرجان

 

        که من درین رمضانٍ قوت غالبم غم بود!

 

عید فطر با همه ی  زیبایی ها و تعطیلاتش گوارای وجود دوستان  باد !

نوشته شده توسط عبدالحمید رحمانیان در 8:11 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سی و یکم مرداد 1390

ای با خبر ز غربت دنیای ما علی !

 

            یک شب به خلوت دل ما هم بیا علی !

 

سالروز عروج مرد بی تکرار زمین ـ  مولانا علی علیه السلام  ـ تسلیت باد .

نوشته شده توسط عبدالحمید رحمانیان در 16:5 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390

 

برای ظهور

 

عدالت خواهی کافی نیست

 

عدالت ورزی هم لازم است . 

نوشته شده توسط عبدالحمید رحمانیان در 16:57 |  لینک ثابت   •